کاغذی به رنگ برف

کاغذی که مثل برف سفید بود گفت: من پاک و سفید و تمیز آفریده شده ام و تا ابد هم همینطور خواهم ماند. حاضر نیستم که سیاهی به من نزدیک شود و مرا پر از لکه و تیرگی کند.

شیشه ی مرکب حرفهای کاغذ سفید را شنید و در دل سیاهش بر او خندید. اما جرئت نکرد که به او نزدیک شود.

مدادهای رنگی هم که حرفهای کاغذ را شنیده بودند هرگز به او نزدیک نشدند و به این ترتیب کاغذ برفگون همانطور که می خواست سفید و پاکیزه باقی ماند...

اما پوچ و بیهوده و بی مصرف!

/ 29 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مادوتا

سلام خوبيييييييييييييييييييييييی؟ ما هم خوبيم. چه خبر؟تعجب نکن از محل کار داداشت می نویسم.اگه بشه آپ می کنم يه سر بزن

رهگذر

سلام. ممنون که بهم سر ميزنی . منم سعی می کنم تندتند بيام.

رهگذر

سلام . بايد بگم که من فعلا از نظر درس خلاصم . چون ترم بهمنی هستم و ميخوام که تا بهمن از اين فرصت خاليم استفاده کنم وبه قول خودم تازه ميخوام طعم زندگی رو بچشم . اگر گفتم دعاکنيد که تندتند بهتون سر بزنم واسه اين بوده که کامپيوتر چند وقتی بود قاط زده بود وبابام فرستاده بودش بيمارستان. حالا دعا کنيد که ديگه قاط نزنه.

دعوتنامه

سلام دوست عزیز: از آشنائی با وبت خوشحالم میشه دعوتم رو بپذیری و به این ادرسها سر بزنی و نظرت رو بگی: sootra.blogfa.com ghorbaney.blogfa.com jojobaoil_20.persianblog.ir قبل از هر چیز مطالبت بسیار جالب و قابل استفاده بود ممنون و بیا ی خوشحال میشم

دعوتنامه

سلام دوست عزیز: از آشنائی با وبت خوشحالم میشه دعوتم رو بپذیری و به این ادرسها سر بزنی و نظرت رو بگی: sootra.blogfa.com ghorbaney.blogfa.com jojobaoil_20.persianblog.ir قبل از هر چیز مطالبت بسیار جالب و قابل استفاده بود ممنون و بیا ی خوشحال میشم

ته تغاری

سلام قول من رب الرحیم... منم روز دختر رو با دو روز تاخیر بهت تبریک می گم پس کی به روز می کنی؟

مائده

سرورم...کی می شود نگاهم به نگاهت گره بخورد؟ . . . آپم....خوشحالم می کنی اگه سر بزنی...