نزديکترين راه به الله حسين است

یک لیوان آب خنک و گوارا را سر می کشم.

مادر می گوید: باز هم فراموش کردی؟!

می گویم: سلام بر حسین (ع)

کربلا...

گلوی سپید حیدر شش ماهه، غرق در خون سرخ

پیکر عموی عاشق؛ تنومند و پرتوان با لبهای تشنه، بدون دست، بدون سر در خون غلتیده

ناله های طفل سه ساله که رأس پدر را بر نیزه می بیند

مادری که دلیرانه عزیزانش را تقدیم درگاه حق می نماید

نوجوانانی که شجاعانه می جنگند و شهد شهادت را از عسل شیرین تر می دانند

خواهری که با کمال استقامت و صبر ایستادگی می کند و جز زیبایی هیچ نمی بیند

و سروری که بر سر نیزه چه زیبا می خواند کلام الله را ...

حالی عجیب؛ چشمه ی اشک از دیده می جوشد، لب ها قفل می شوند، قلب از حرکت باز می ایستد.

و یک سؤال آزار دهنده !؟

اگر آن شب، آن شب سوزناک و غربت زده که تا ذکر می شود بر سینه می کوبی و نوای غریب حسین سر می دهی.

شبی که امام و سالار شهیدان در تاریکی شب فرمود هرکه تاب ماندن ندارد خدا نگهدارش باد،

شبی که دخت زهرا (س) از غم غربت یکباره پیر شد.

اگر در خیمه ی ثارالله بودی می ماندی یا...؟؟!!

                                           « صد حیف ازین بساط که برچیده می شود »

/ 54 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باغبون

سلام خوشحالم کردی اومدی .ممنونم ان شاالله خدا توفیق زیارت به هممون عنایت کنه منم تسلیت میگم و منو از دعای خیر محروم نکنید

رهگذر

سلام. خوبی ؟ ببخشید دیر اومدم. خودت که خوب می دونی به همون دلیلی که تو نمی تونی وبتو به روز کنی. یه سر بزن.

حميد

سلام دوست عزیز سال نو پيشاپيش مبارک اگه بهم سر بزنی خوشحالم می کنی

حنا

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام حنانه خوبی؟؟؟ تو کجا بودی؟ چرا نبودی؟ دلم برات تنگ شده بود که! بنویس. بیا. چه خبر؟‌چه میکنی الان! آخی... :))) خیلی خوشحال شدم اومدی

حمید تنها

سلام بعد از یه سال اومدم ....و این است سبک جدید زندگی ایده آل من !!! خوشحال می شم اگه سر بزنی

یه بچه مثبت

سلام خوبی؟ببخشید دیر سراغت اومدم.قشنگ نوشته بودی.من آپم.بیا پیشم.

یه بچه مثبت

این مدت که نبودم رفته بودم جایی که تو داری ازش حرف میزنی ..کسی که اسمشو بردی...من آپم...بیا پیشم..منتظرتم هاا

سعید

سلام حالتون مطلبتون خیلی زیباست منم آپم سر بزنید

ایرج

قلم خوبی داری به ما هم سر بزن